2777
2789
عنوان

خانما بیاین

304 بازدید | 51 پست

من یه پسر دارم بعصی وقتا لباس زیرش لک میشه بعد روزی چن تا شلوار عوض میکنه حالا من هفته ایی یبار باید نزدیک پنج تا شلوار رو با دست بشورم اونم دو بار پودر بزنم به نظرتون لبلس زیر رو با دست بشورم ولی شلوار هارو بندازم لباسشویی کار چندشیه ؟

مچ دستم ضعیفه درد میکنه لباس با دست میشورم

یه صلوات برا مشکلم مهمونم کنید

چندسالشه؟؟؟

شورتشو خودش باید بشوره 

شلوارشو بنداز ماشین

یه متن خوندم خیلی جالب بود میگفت:قبرستون پر از آدماییه که یه شب با دلتنگی خوابیدنو دیگه بیدار نشدن،باهم حرف بزنید،بخندید،قهرکنید،آشتی کنید ولی نذارید با چشم های خیس خوابش ببره و این خیلی قشنگ بود...

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

چندسالشه؟؟؟شورتشو خودش باید بشوره شلوارشو بنداز ماشین

شستش مهم نیست ولی شلوارش دیگه سخته بشورم به نظرت میشه بندازم لباسشویی تنهایی

یه صلوات برا مشکلم مهمونم کنید

یه دور بشور یه دورم بزار ابکشی شه 

چرا باید با دست بشوری خب؟

علت لکه چیه؟ چون پسر دارم سوال شد برام 

لطفا به نیت حاجتم صلوات یا حمد میفرستید.ممنونم زیبا ها♥️زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...شخصا از خداوند مهربان مسئلت دارم آقایون عضو نی نی سایت رو عاقل و از اینجا بیرون کنه😒 

شستش مهم نیست ولی شلوارش دیگه سخته بشورم به نظرت میشه بندازم لباسشویی تنهایی


بله میتونید بندازید 


یه متن خوندم خیلی جالب بود میگفت:قبرستون پر از آدماییه که یه شب با دلتنگی خوابیدنو دیگه بیدار نشدن،باهم حرف بزنید،بخندید،قهرکنید،آشتی کنید ولی نذارید با چشم های خیس خوابش ببره و این خیلی قشنگ بود...

اسمش روشه لباس شویی.ینی چی کار چندشیه .به خودت رحم کن .لباسه دیگه امروز میشوریش فردا میپوشه کثیف میک ...

میگم نکنه رطوبت بهش خورده باشه

 اگه یه کوچلو لک بهش افتاده باشه ولی معلوم نباشه میشه انداخت؟

یه صلوات برا مشکلم مهمونم کنید
یه دور بشور یه دورم بزار ابکشی شه چرا باید با دست بشوری خب؟علت لکه چیه؟ چون پسر دارم سوال شد برام

نمیدونم همیشه نیست هفت هشت روز یبار میبینم آخه تازه یاد گرفته خودشو بشوره

یه صلوات برا مشکلم مهمونم کنید
یه دور با دست بشورم یعنی؟

نههه 

یه دور با پودر تو ماشین شستشه بشه یه دور هم بدون اینکه درشو باز کنی یا درش بیاری تو ماشین دکمشو برن آبکشی بشه برای رفع نجاست و اینا 

لطفا به نیت حاجتم صلوات یا حمد میفرستید.ممنونم زیبا ها♥️زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...شخصا از خداوند مهربان مسئلت دارم آقایون عضو نی نی سایت رو عاقل و از اینجا بیرون کنه😒 

نمیدونم همیشه نیست هفت هشت روز یبار میبینم آخه تازه یاد گرفته خودشو بشوره

منم پسرمو شیش ماهی میشه از پوشک گرفتم 

لطفا به نیت حاجتم صلوات یا حمد میفرستید.ممنونم زیبا ها♥️زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...شخصا از خداوند مهربان مسئلت دارم آقایون عضو نی نی سایت رو عاقل و از اینجا بیرون کنه😒 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108