خیلی خوبیا بهش کردم
تولد خودشو بچه هاش استوری میذاشتم
هروقت خونمون مهمونی میومدن کلی تدارک میدیدم درصورتی ک مارو دعوت نمیکنن چون مامانم خیلی دوسشون داره
اخرین بار چون یه خاله دیگم اومده بود خونمون بهش نگفتیم ب من و مامانم کلی پیام داد
که دروغگویین من جوابشو ندادم اصلا
فرداییش زیر پست اینستاگرام درمورد دروغ بود نوشته الهی خدا بزنه کمر ادم دروغ گو رو(دور از جونش یعنی مامانم)
امروز تولدم بود
حتی بهم ی تبریک نگفت
دلم میخواد بلاکش کنم اما مامانم خیلی هی حرص میخوره
غصه میخوره