یه ماه پیش بود ازطریق معرف بهم اشناشدیم پسره خوشش اومد ولی مادرش مخالف ازدواج پسرشه ومن نفهمیدم من پسره رو رد کردم وباز بهم پیام داد ک مامانم قول داده کاری نداشته باشه منم گفتم فکرامومیکنم یه هفته دیگه خبرت میدم هنوزیه هفته نشده بود پیام دادم ک بشرطی قبول میکنم مامانتوضمانت کنی ک دخالت نکنه و گفت باش بعدم گفتم حالاچندروز دیگم فکرمی کنم ولی فرداش گفت فک کنم ما بدرد هم نمیخوریم
بعددوباره معرف زنگ زده ک دائی پسره چهاربار اومده سراغم و اصرار وخاهش ک خاهرزادم پشیمونه به اون خانواده بگید یه فرصت بدن و ما هیچکدوممون اجازه کوچکترین دخالت نمیدیم ب خاهرم یعنی مادر پسره نمیدونم چکار کنم من
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.