داداش رفیقم میخواست بیاد خواستگاری..ولی خب چون من هنوز سنم کمه و تازه دانشگاه رو شروع کردم ...بهش گفتم فعلا قصد ازدواج ندارم...اینم تا یه مدت هی هر شب زنگ میزد....یا پیامک میفرستاد ...منم جوابش رو نمیدادم بعد از یه مدت هم بلاک کردم./....از وقتی بلاکش کردم ...دیگه میاد جلو در دانشگاه وای میسه یا مثلا من بعد دانشگاه میرم کلاس زبان ...و خلاصه هر جا که میرم پشت سرم راه میفته....به پدرم هم گفتم....با پسر عمو هام رفتن سراغش...ولی اصلا ادم نمیشه...شب ها هم که از شماره های مختلف زنگ میزنه و من هی بلاک میکنم...رفیقم هم که کلا طرف داداشش هست...میگه داداش عاشقته چرا بهش جواب رد دادی....مگه چی کم داره..چرا دلش رو میشکونی....حالا پدرم میخواد از راه قانونی وارد شه..بریم برای شکایت....چون اسایش برام نذاشته