بچه ها من واقعا باید رانندگی یادبگیرم و ضروری هست برام جاریم بلده اون روز تیکه مینداخت هنوز یاد نگرفتی و دو سال پیش من نوشتم آموزش رانندگی بعد مربی آشنا شوهرم بود هی شوهرم گفت با همین بریم یادبگیر و خلاصه این مربی رو برداشتیم یه روز اومد یه روز نیومد و تمام آموزش های سر قاعده و قانون نبود خلاصه دوباره شوهرم سه میلیون و خورده ای داد با یه مربی دیگه یادبگیرم بنده خدا از جون و دل مایه گذاشت خلاصه بعد شیش جلسه من یادگرفتم پارک دوبل و همه چی دوریه فرمان و دو فرمان عالی بعد دوهفته دوباره یادم رفت همه چی و اصلا حافظم صفره آزمون شهری بار اول افتادم پارک دوبل رو گند زدم الآنم شوهرم گفت دیگه من پول آموزش ندارم بدم از خودم یادبگیر و از اول که من نشستم کنار شوهرم داد و بیداد کرد تا آخر مسیر جوری که من زار زار گریه کردم و گفتم نمیخوام من یا نمیگیرم و خنگم بیا پایین و مشکل فقط پارک دوبله برگشتیم خونه ماشین روند و همه چیم خوبه فقط پارک دوبل گند میزنم و اصلا جهت فرمون رو بلد نیستم که می و کجا باید کدوم سمت بچرخونم نمیدونم چیکار کنم
به هر سمتی میخوای بری چه جلوچه عقب به همون سمت میچرخونی
میخوای دنده عقب بگیری بری سمت راست، باید بچرخونی به راست
و برعکس
اصن سخت نیست
اولا باید تمرین کنی زود به زود
دوما کنار کسی که توهین و سرزنشت میکنه نشین، یا توجیهش کن که خوددار باشه
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی