ای ماهِ زیبارویِ باوفا، ای مادر
آه، سینهات زخمیست، ای مادرِ خیالانگیز
مادر زینبم، دیگر نمیتوانم
پاسخ بده به صدایم، ای مادرِ زخمی
از فراق تو میگریم
از سینهام آتش برمیخیزد
تا زمانی که زندهام
برای خود سیاهی به سر میبندم
(مادر مصیبتدیدهام، مادر سینهدردمندم) ×۲
آه، ای مادرِ نازنین، حسرتمانده در روزهای خوش
آه، ای مادر که غصه در قلبت لانه کرده
آه، در کوچه سیلی خوردی بر چهرهات
ای مادری که رخسارِ گلمانندت پژمرده شد
قلبم را به خون مینشان
مرا نشانِ درد مکن
باغ عزّتم را
چون خزان، ویران مکن
(مادر مصیبتدیدهام...)
با سوز و اشک به محملت مینگرم
جانم فدای زبانت که از غم لبریز است
نه برادری داری، نه خواهری، ای مادر جان
میسوزم تا بمیرم از این اندوه
قدت کمانمانند بود، ای مادر وای
در چهرهات نشان زیبایی بود، ای مادر وای
زخمی بر سینهات ماند
و جوان از جهان رفتی، ای مادر وای
(مادر مصیبتدیدهام...)
دختر، از درد مادر سخن میگوید
بعد از تو چه کنیم ما، ای مادر؟
در این سن، ما را به یتیمی سپردی
چگونه تاب آوریم، بیتو، ای مادر؟
برو مادر، خوش بروی
قدمهایت را میبوسم
با اشک چشمهایم
بر خاکت آب میپاشم
(مادر مصیبتدیدهام...)