سلام خوبید
ممنون میشم مشکل منم بزارید
۲۵ سالمه و دوران عقد هستم ، هفته ای دوبار باید برم خونه مادر شوهرم
مادر شوهرم پیر هست و ناتوان
من و جاری هام و خواهر شوهرم هر کدوم مون دو روز در هفته باید بریم کارهاش رو انجام بدیم و غذا درست کنیم
مشکل من اینه که مادر شوهرم روزی که من میرم اینقدر ازم کار میکشه که وقتی برمیگردم خونه دیگه نای سرپا ایستادن ندارم
اگه یک دقیقه بشینم فورا بهم میگه بلند شو یه جارو بزن و ...
به همسرم میگم اصلا جدی نمیگیره و اهمیتی نمیده
خیلی مادرشو دوست داره
من چون که روز اول این شرایط رو قبول کردم نمیتونم چیزی بگم
فقط لطفاً با سیاست راهنمایی ام کنید که چجوری رفتار کنم که حداقل کار کمتری ازم بکشه
چجوری یه کم از زیر کار در برم با سیاست
بعد یه مشکل دیگه هم هست اینکه مادرشوهرم هر چیزی که لازم داره فقط به شوهر من میگه به برادر شوهر دیگه ام نمیگه حتی برای خواهر شوهرهام شوهر من باید خوراکی بگیره
وقتی به شوهرم اعتراض میکنم میگه مادرمه ، نمیتونم که براش چیزی نگیرم
راهنمایی ام کنید لطفاً