مدرسه دخترمو پسرم با ماشین ۱۰ دقه راهشه
نزدیک تر نبود
چون ی تایم تعطبل میشدن من اول میرفتم دنبال دخترم ب پسرم میگفتم بمون تا بیام
مدرسه ام از خونه دوره
پسرم سومه دخترم دوم
بعد مدرسه پسرم گفت ما ۱۲ و۵ دقه تعطیل میکنیم از اونجا ک دخترم ۱۲ و رب تعطیل میشه گفتم اول برم دنبال پسرم بعد دخترم
امروز دم مدرسه پسرم تا ۱۲ ورب موندم دیدم زنگو نمیزنن رفتم میگم ۱۲ و ربه تعطیل کنید دیگه میگه مدرسه ماس هرساعت دلمون میخواد تعطیل میکنیم عصبی شدم داد زدم گفتم وقتی بلد نیستید سر ساعت کار انجام بدید دیگه حرف نزنید ک
قاطی کردم گفتم هیچیتون رو اصول نیست حرف زدنی خوب حرف میزنید
واقعا قاطی بودم اومدم دیدم دخترم تنها جلو در مدرسه وایساده بد روانی شدم