دقیقا شوهرمنم تا چند سال ماموریت زیاد میرفت
برای کارام و مشکلاتی که داشتم
بعدها که بچه دار شدم یه وقت بچه مریض میشد یا کارداشت
تنها بودم تنهای تنها
من شاغل هم بودم
ظاهرا خیلی اوکی ن
الان ببینیشون فکر میکنی من چرت و پرت میگم
اونقدر که ظاهر و حفظ میکنن
اما کار دارن دردسر دارن حتی مهمون دعوت میکرد توقع داشت من برم همه کاراش و بکنم
مادرشوهرم جوون ه و سر پا
اگر بگم دو روز بچه منو نگه داشته دروغ گفتم
اما توقع داشت من مثلا تو حاملگی مهمون دعوت میکرد همه کاراش و انجام بدم
یا شوهرم بهشون برسه و وقتش و برای اونا بذاره
تا حدی حق داشتن امت باید میدیدن منی که تک و تنها با بچه کوچیک موندم و همه چی گردنمه اگر شوهرم یه هفته قراره اینجا باشه قرار نیست ۷ روز اون هفته بیاد خونتون تا ۹ شب بمونه
نمیرفت هم قیامت میکردن