امروز تولدشه
من زیاد ارتباط ندارم باهاش ینی شوهرم بنا ب دلایلی نمیذاره حرف بزنم
امروز زنگ زدم بهش تولدشو تبریک گفتم اینا
بعد از داداشم و بابام گلایه کرد ک خیلی اذیتش میکنن
گف دلیل بدبختی من و دخترام فقط اون دوتان(ینی داداشم و بابام)
اونا باعث شدن من از دخترام جدا شم
(من ازدواج کردم خواهرمم قهره باهاشون)
بعد مامانم حین گریه گف من با لیلا نفس میکشیدم اینا منو ازش جدا کردن😐😐
خب راستش منم ناراحت شدم
پس من چی؟
بابام کل زندگیش داداشمه
مامانمم خواهرم
منم سر راهی ام حتما