2777
2789
عنوان

شوهرم

110 بازدید | 7 پست

بچها من تو زندگیم خیلی بذی ها دارم ولی هیچ وقت مشکلاتمو بیرون خونه نبردم  جلو هیچ کس هیچ نفر بذ شوهرمو نگفتم 

     چند ساله ازدواج کردم از شب عرپسیم   خانواده هوسرم شروع کردن ازار من 

    ولی ی کلمه نزاشتم خانوادم بفهمن نزاشتم ذره ای دخالت کنن 

    

 بدترین  فوشارو شنیدم ب خونوادم ب خودم 

  دم نزدم 

 ولی حالت جنون گرفتم وقتی عصبی میشم انگار میخوام منفجر بشم فقط فوش میدم فقط نفرین میکنم 

    شوهر من امروز هرجی دلش خواست ب خونوادم گفت  رفت بابام صدا کرد که دختر تو بد دهن فپش میده 

    تموم از مادر خواهرش دفاع کرد 

  هزچی میگفتم

  هیشکی گوش نمیکرد انگار حرفای من خاله زنگ بود 

  اون هرچی فکر کنید جلپی خونوادم ب من گفت 

  گفت برو طلاق بگیر  

     اومدم تو اتاق باش بحث میکردم برگشت میکه چیه خونوادت فهمیدن چ انگلی هستی 

     وای دارم داغوننن میشم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اشتباه خودت بوده چرا ابن همه سال پنهان کردی الان باورت نمیکنن

چون نمیخواستم کسی تو مسئالمون دخالت کنن فکر میکردم قدر منو میدونن نمیدونستم این میشه تهش

چون نمیخواستم کسی تو مسئالمون دخالت کنن فکر میکردم قدر منو میدونن نمیدونستم این میشه تهش

تا اندازه ای خوبه ولی وقتی اختلاف زیاده همه چیز رو پنهان نکن

تنها دلیل ادامه دادنم تو روزهای سخت فقط تو بودی مامان.بمونی برام عزیزتزینم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792