من دخترم نه رابطه داشتم نه دوست پسر
رفته بودیم خونه دختر عمه م اون شب دوستش هم اومد
یک جور حالت عقده ای طور داشت تو رفتارش مشخص بود
با صدتا پسر هم تو رابطه بود یعنی از ساعت ۴ عصر تا ۱۲ شب که ما ۳ تا کنار هم بودیم چندتا پسر بهش زنگ زدن و باهرکدوم یه قرار میزاشت خیلی راحت بی پروا بی حیا قرار رابطه میزاشت جلو ما
بعد من به خنده گفتم حداقل جلو ما حیا کن یواشکی قرار بزار
انگار آتیشی شد من همینم که هستم به خودم میبالم فلان
دو رو نیستم نقش بازی نمیکنم و..گفتم باشه منظوری نداشتم
دیگه بعدش با من رفت تو قیافه اصلا به من محل نداد
صبح که پاشدم از خواب دیدم رو لپم حالت چنگ مانند هس و اول اسمم یعنی s نوشته شده
یعنی اینجوری شد که اول سوزش احساس کردم بعد یهو از خواب بیدار شدم
دیدم دختره بالاسرمه با یه لبخند کریح میگه عزیزم وسایلام اون گوشه س میخوام بردارم میشه
من چیزی نگفتم بلند شدم برداشت و رفت خونشکن
بعد همه گفتن عمه و مامانم اینا گفتن صورتت چی شده
اخرشم نفهمیدم چی بوده
اما الان ی مطلب راجع به ایدز خوندم میگم نکنه این دختره ی کاری کرده؟ دانشجو پزشکی هم بود وسایلا و لوازم پزشکی و سرنگ همراهش بود اومد خونه عمه م
میگم نکنه بااون سرنگ یه کاری کرده
باتوجه به اینکه به یکی از پسراپشت تلفن میگفت امروز رفتم ازمایش ایدز دادم
دارم میمیرم از استرس
ممکنه چیزی باشه؟؟؟