2821
2789
عنوان

رمان گمشده

81 بازدید | 4 پست

سلام من دنبال یه رمانیم دوتا دخترعمو پسرعمو بودن که از بچگی باهم بزرگ شده بودن اسم پسره امیر بود فکرکنم اسم دخترم صحرا(اسماشون دقیق یادم نیست شاید اشتباه بگم)اینا از بچگی باهم بزرگ شدنو تو یه ساختمان زندگی میکنن دختره پسره رو مثل برادر خودش میدونه بقیه‌م همه فکرمیکنن که واقعا رابطشان خواهر برادریه اما پسرعموعه عاشقشه و خب هیچکس نمیدونه میترسه به دخترم بگه چون همیشه بهش میگه داداش

خلاصه میگذره و برای دختره یه خاستگار خوب میاد نامزدی میکنن پسره‌م برای اینکه زندگی دختره خراب نشه چیزی نمیگه درست شب عقد دختره نمیدونم چی میشه یدفعه همچیز جلو چشمش اشکار میشه که تمام رفتارای پسرعموش از سر عشق واقعی بود نه فقط عشق خاهرانه و میفهمه خودشم عاشقشه بخاطر اینکه ابروشان نره عقده بهم نزنه خودشه از عمد میندازه رو تیکه های شکسته شیشه تا بره داخل بدنش و بیوفته بیمارستان تا عقد بهم بخوره

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

سلام 

من قبلاً یک رمان خواندن اسمش یادم نمیاد 

فقط خلاصه اش یادمه 

ی دختره همراه خانوادش تو انگلیس زندگی میکردن تو تصادف از دستت میده خانوادش و یا برادرش رو رو و بعد خودکشی می‌کنه و اینکه اون برادر دیگرش نجاتش میده و بر میگردن ایران پیش عمو و دایی و پدر و مادر بزرگش و دکتر میشه عاشق پسر عموش میشه فک کنم ولی خبر ندارع که اون پسره داییشه و فک کنم اسم داییش پویان یا پوریا بود کسی می‌دونه اسم این رمان رو ؟!

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز