2777
2789
عنوان

دارم دق میکنم

131 بازدید | 10 پست

یعنی  نه سال زندگی دویدم شاغلم سرکار برو یک خونه نصفه باهم خریدیم چون از طرف سرکار همسرم بود و هنوز تحویل ندادن به نام همسر که ولی نصف پولش رو من دادم نصفش برای منه گفته به محض تحویل خونه به نامم میزنه یک مغازه هم نصفه خریدیم با داداشش که بعد چهار سال که به نام داداشش بود زد به نام خودش نصفه اش رو الان قرار بود خونه رو دادن بفروشیم یک مقدار پول داریم بذاریم یک خونه بهتر بخریم 

باز از دیشب داداشش دو میلیارد پول داره تو سرش خونده خونت رو بفروش یک زمین کشاورزی هست بریم اونم باهم شریکی بخریم دارم دق میکنم دیشب بخش گفتم نصف اون خونه مال منه منم موافقم نیستم بری زمین کشاورزی بخری اونم شریکی باز الان رفت با داداشش بره زمین رو ببینه تصمیمش جدیه خیلی نامرده فقط تو فکر اینم اومد بهش میگم یا نصفه خونه ام رو میدی

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

حقتو بگیر

دارم دق می کنم که بعد نه سال هیچ جایگاهی تو زندگیش ندارم هیچ نظر من براش مهم نیست تا داداشش گفت بدو بدو رفت همه چیز رو فراموش کرد ولی واقعا اینبار بخواد اینجوری پیش بره اول حقم رو از این نه سال میگیرم بعد دست بچه ام رو میگیرم میرم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  16 ساعت پیش
توسط   آیسان۶۴۶۴  |  16 ساعت پیش
توسط   عسلیی_بلا  |  17 ساعت پیش