2777
2789
عنوان

😄 پس انداز کردن😄

321 بازدید | 23 پست

حکایت

عامو یقنلی خمره باف ،کوچیکتونم   خواهران عزیز  لدفاً درخواست ندید اسکرین میگیرم میرفستم واسه خانم ناظم 5 شتکتونو پتک کنه  اومدم تا دورهم یه کم به ریش کائنات و حومه بخندیم. خواهش خواهش سیاس ی ش نکنید تا بمونم براتون  

قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود

اینجا نی نی سایته، اینجا بعضیا خرج روزانه شون، درامد ماهیانه خیلیامونه. اینجا حرف از بی عدالتی و ظلم علیه زنانه. اینجا نظرکرده زیاد داریم، اونایی که موکل دارن، حس ششم دارن، اونایی که خواب زیاد میبینن ولی نمیگن شب قبلش شام چی خوردن. اینجا نی نی سایته، جایی که از تنهایی بهش پناه میبریم، با هم حرف میزنیم، جر و بحث میکنیم، خیلیا اینجا زندگی میکنن، هویت دارن، دوستاشون اینجان. همه نوع ادمی هم اینجاست، کنکوری و غیر کنکوری و مجرد و متاهل و باردار و زائو و در شرف طلاق و طلاق گرفته و فیک و اصل و اصیل و فقیر و غنی. 🫂 ولی با هم مهربون باشیم ، چون شاید در دنیای واقعی، همه مان به همان چند کلمه ارامبخش نیاز داشته باشیم... الا بذکر الله تطمئن القلوب

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

میرزا اویس تهرانی -رحمت الله علیه- مردی بود گنجشک روزی و گاه هیچ نمی خورد تا بدان حد که حواصیل را بر روی رشک آمد و شکایت به سلیمان بود که ای سلیمان مردی در تهران است که روزی من می خورد و من با او بر نمی‌آیم.


گفت: روزی تو چیست


گفت: باد هوا


گفت: آسوده باش که روزی تو مقدر است و آنچه او می‌خورد دود است نه باد.

و این میرزا اویس را وقتی چنین افتاد که شبانروز هیچ نیافت و به غایت دلتنگ بود و گرسنه. پس برخاست و به کوچه شد تا لختی را بپیماید و چیزی مگر بیابد، دیناری زر دید به راه افکنده،

گفت: باشد که این زر در راه من کسی افکنده است تا بدان قوتی بسازم و شکمی بنوازم.


پس زر برگرفت و بر سر چهارراه استانبول شد و بفروخت و وجه بستد  و آهنگ بازگشت نمود. در راه بانکی دید آراسته و در آن پژو ۴۰۵ به جایزه نهاده. داخل شد و آن وجه به حساب نهاد و گرسنه به خانه شد و گویند ۳۰ سال بود تا پیاده میرفت و دوستان را می‌گفت :


ای دوستان از من شما را بشارت باد که در همین نزدیکی صاحب ماشین خواهم شدن و بر شما را فخر همی فرختن، و چندان این بگفت تا بمرد. رحمت الله علیه


عامو یقنلی خمره باف ،کوچیکتونم   خواهران عزیز  لدفاً درخواست ندید اسکرین میگیرم میرفستم واسه خانم ناظم 5 شتکتونو پتک کنه  اومدم تا دورهم یه کم به ریش کائنات و حومه بخندیم. خواهش خواهش سیاس ی ش نکنید تا بمونم براتون  
من این ضرب المثل رو استفاده کردم🥲

ای خواهر این روزها دیگه نون و تره هم نمیتونیم بخوریم چه برسه به نون و کره

عامو یقنلی خمره باف ،کوچیکتونم   خواهران عزیز  لدفاً درخواست ندید اسکرین میگیرم میرفستم واسه خانم ناظم 5 شتکتونو پتک کنه  اومدم تا دورهم یه کم به ریش کائنات و حومه بخندیم. خواهش خواهش سیاس ی ش نکنید تا بمونم براتون  
الان نه چند سال پیش😂

سال به سال دریغ از پارسال  

عامو یقنلی خمره باف ،کوچیکتونم   خواهران عزیز  لدفاً درخواست ندید اسکرین میگیرم میرفستم واسه خانم ناظم 5 شتکتونو پتک کنه  اومدم تا دورهم یه کم به ریش کائنات و حومه بخندیم. خواهش خواهش سیاس ی ش نکنید تا بمونم براتون  
خداروشکر میکنم وگرنه الان مستاجر بودیم

خوش به سعادت شما

به سلامتی چه سالی صاحبخونه شدین؟

عامو یقنلی خمره باف ،کوچیکتونم   خواهران عزیز  لدفاً درخواست ندید اسکرین میگیرم میرفستم واسه خانم ناظم 5 شتکتونو پتک کنه  اومدم تا دورهم یه کم به ریش کائنات و حومه بخندیم. خواهش خواهش سیاس ی ش نکنید تا بمونم براتون  
سال ۹۸

من سال 95 خونه ای که گلنگشو سال 92 زدیم تحویل گرفتم به قیمت 160 تومن.

شما چقد پول دادین؟

عامو یقنلی خمره باف ،کوچیکتونم   خواهران عزیز  لدفاً درخواست ندید اسکرین میگیرم میرفستم واسه خانم ناظم 5 شتکتونو پتک کنه  اومدم تا دورهم یه کم به ریش کائنات و حومه بخندیم. خواهش خواهش سیاس ی ش نکنید تا بمونم براتون  
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108