من دوتا خواهر ناتنی دارم
باهام خوبیم ها
من از اونا بزرگترم چهار سال
خلاصه بابام دوتا زن داره مامان من دومیه چون زن بابام حامله نمیشد بابام با مامانم ازدواج کرد بعد منو داداشم خواهرام بدنیا اومدن
از اینا بگذریم
مامانم در حق خواهرام که دخترای هووش میشن خیلی خوبی کرده حتی مامان اونام خیلی به منو داداشمو بچهام خوبی کرده
اما نمیدونم چرا خواهر وسطیم از مامانم بدش میاد قبلا خیلی خوب بود ها الان ورقش برگشته
من دیشب خونه زنبابامبودم مامانمم اومد بی دعوت خواهرم از چشم من دید و با من قهر بود دیشب
من خیلی در حق همین خواهرم خوبی کردم از مجردی تا الان از دوست پسرام میگفتم براش
از متاهلی از شوهرم و خانواده شوهرم میگفتم
تولدش براش ۱/۵۰۰ پول نقد دادم
با ی رفیقم که جای خونه اونا مغازه لوازم آرایشی داره اشناس کردم گفتم خواهرم هرچی قسط خواست بهش بدید من میدم گاهی وقتا هم خودش میده پولشو
همه کار کردم بخدا بقران بحث منت گذاشتن نیست
اما ی صدم این کارایی ک من برای این خواهرم میکنم اون ی صدمش رو هم جبران نکرده جبران کهیچی از دیشب خیلی به دلم اومده ناراحت شدم
اون نه از زندگیش نه از دوست پسرایی ک داره از هیچی بام حرف نمیزنه ولی من دوسش دارم
از عصری ک اومدم خونه خودم دارم فکر میکنم میگم چقدر من آدم بدیم مگه ک اینجوری باید باهام رفتار بشع