ب اصرار خودشون و شوهرم گفت بریم خونشون... زنگ زد گفت هستین گفت اره... بعد فهمید میخاییم بریم گفت مراسم دعوتم😄 پیچوند 😄😄نگید پدر جاری چیکارت میشه اخه از بس گفته بودن ب شوهرم زنتو بیار
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.