همین قضیه شرطی کردن که میگم..
من خودم همین شرایط رو داشتم..
بعد به جایی رسیده بود که من مثلا پالتو نداشتم برای زمستون..
لباس گرم نداشتم..
بعد اینا دنبال این بودن که برن برای نیازمندها میوه و برنج و مرغ بخرن:)
مثلا یه بار به فروشگاه آنلاین پیدا کردم، قیمتاش خیلی مناسب تر از شهرمون بود..
اوایل کرونا بود..
من سه تا شال خریدم به قیمت یکدونه شالی که تو شهر خودم میتونستم بخرم..
مامانم کلی غر، که سه تا شال میخوای چیکار..
خب نداشتم!
واقعا نداشتم!
تا اینکه کلا شمشیر رو از رو بستم دیگه قناعت نکردم..
مثلا مامانم میگفت: خب منم فلان چیز رو ندارم، تو به فکر نیستی!
میگفتم خب بخر..
میخواستی فلان تایم برای فلان کس نری فلان قدر پول ندی کمک کنی، اول برای خودت میخریدی!
دیگه اصلا کار نداشتم..
هر چی که نیاز داشتم رو میخریدم..
کم کم بعد سه چهار سال دیگه کار به جایی رسید که با شوخی و خنده میگفتن:
این هفته دیگه بسته پستی نداری؟!
شااااید اگر من برگردم به ۱۹ سالگیام، که همسن شما بودم و همین چیزها رو از سر گذروندم، شاید با شوخی و خنده پیش میرفتم بهتر بود..
مثلا میگفتم:
خب دختر خرج داره دیگه...
و توضیح نمیدادم که خب من نیاز دارم، یا دلم خواسته، یا بقیه فلانن، یا چی..
یعنی ریلکس و آروم کار خودمو میکردم..
بازم بستگی به شرایط داره البته