2777
2789
عنوان

اسیر شدمااا

84 بازدید | 17 پست

دیشب یهو صاحب خوابگاه که مرده با یه مرد دیگه دیدم هی دستگیره رو فشار می دن خوبه قفل کرده بودم بعدش می خندیدن می گفتن ببینا قفل کرده اولش شوکه شدم نگو صدامو نمی شنون یهو در باز کردم ترسیدن حالا اینا به کنار بدون هماهنگی گفت از اتاق برو بیرون تو لابی حالا اتاق همه چی بهم ریخته سو. تینم یه ور خوراکی خوردم یه ور بعدش گفتم چرا یهویی می گه فکر کردم اینجا نیستی 😐 از اون شب تا الان می ترسم یهو یه بار دیگه وارد شه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خب اومد داخل دید لباس زیرتو؟؟چقدر بی مسئولیتن واقعامگه میشه همینجوری بیان

اره دیگه دیدم دارن خودش باز می کنن خودم باز کردم روسری انداختم روش ولی کامل معلوم بود

چقدر نامفهوم گفتی مگه تو خوابگاه فقط تو تنهایی؟بعد چرا اصلا اومده بودن ؟برای چی باید بیان داخل ؟

برای تعمیر اومده بودن تو خوابگاه تنها نیستم ولی اتاقم تکه

یعنی همونموقع اومد داخل حتی مهلت نداد؟؟؟جات بودم پامو‌ میکردم تو قفسه سینش

فکر کرد نیستی با هر هر کرکر کلید انداخته بود زود پاشدم یه جی تنم کردم باز کردم خجالت هم نکشیر

نه بابا صاحب اینجاست ولی اصلا مراعات نمی کنه

اون موقع باید میگفتی چند لحظه صبر کنید بعدم درو میبستی میومدی مرتب میکردی بعدشم با جدیت تذکر میدادی بعد از این  بدون اطلاع نیاید سرخودم کلید نندازید 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز