انقد که انرژیم بد شده متنفرم از همه چی از همه آدما
تو مغزم چیزای مزخرف میگذره از خودم متنفرم از همه چیز متنفرم
نگاه آدما میکنم ازشون حالم بهم میخوره
یه آدم حقیر عقده ای شدم
مزخرف ترین سال عمرم بود
مامانم باهام حرف میزنه حالم ازش بد میشه دلم میخاد فریاد بزنم
کاشکی بمیرم
من فقط هیجده سالمه اما روانی شدم
کاش بمیرم تا منه آدم مزخرف از این دنیا بره همه خوشحال باشن