2777
2789
عنوان

تجربم از سزارین بیاین بخونید

167 بازدید | 7 پست

سلام اول از همه بگم من از سزارین خیلی راضی بودم هرچند سختی داشت ولی بنظر خودم صدرصد بهتر از طبیعیه و استرس هاش و درد هاش

۳۸ هفته بودم ساعت ۱۲ ظهر منو آماده کردن برای سزارین اول بهم سوند وصل کردن که خانمی که گذاشت خیلی وارد بود یه لحظه ای  زود گذاشت فقط یه درد کمی داشت بعد منو بردن اتاق عمل نشستم روی تخت دکتر بیهوشی اومد امپول رو زد ته کمرم اصلا اصلا حس نکردم دردش از امپول عادی هم خیلی کمتر بود خیلی امپولش باریک بود  دردش مثل نیش یه پشه بود همین بعدش گفتن دراز بکش بعد پرده کشیدن جلوم و دوتا دستامو بستن   همون لحظه داشتم حس میکردم که نفسم داره سنگین میشه هم بخاطر داروی بی‌حسی بود هم بخاطر سنگینی شکمم که چون روی کمر خوابیدم خيلي سنگینی حس میکردم بهشون گفتم نفسم داره میگیره بعد اکسیژن بهم وصل کردن دکتر اومد و متوجه شدم دارن پتادین میزنن روی پاهام و روی شکمم بعد گفتم خانم دکتر من هنوز بی حس نشدم ها گفت میدونم عزیزم نگران نباش همون حرفو که گفتم دو ثانیه بعدش دیگه هیچی حس نکردم فکر میکردم دکتر هنوز داره وسایلشو درست میکنه نگو شکمو بریده بود تموم شده بود و من نمیدونستم یهو صدای گریه بچمو شنیدم وای اون لحظه نتونستم جلوی اشکامو بگیرم همه میگفتن ماشالله مثل مادرش چقدر پسرش ناز و تپله گفتم ببینم بچمو بعد پرستاره گفت بردنش لباساش بپوشونن هوا سرده نمیشه بمونه مریض میشه  هر وقت از اتاق عمل درومدی بچتو میبینی خلاصه دیگه چشمم به در اتاق عمل بود که صدای گریه های پسرم از دور شنیده می‌شد بردن وزنش بگیرن و کاراش رو انجام بدن وقتی اون لحظه دیگه دکترم داشت بخیه میزد منم هیچی حس نمیکردم انگار فلج بودم از پاهام بعدش که تموم شد منو بردن ریکاوری کم کم بی‌حسی داشت میرفت و دردا شروع میشد که سریع گفتم زنگ بزنید شوهرم برام پمپ درد بیاره نمیتونم درد تحمل کنم شوهرم اومد پمپ درد گرفته بود ۳۵۰۰ شده بود نمیدونم چرا اینقدر گرون دادن بهش  تا این پمپ دردو بهم وصل کردن کل درد دوباره محو شد و من ديگه خیلی نیاز به خواب داشتم منو بردن بخش دیدم مامانم کنار بچم نشسته گفتم ببینمش🥹 آورد گذاشت بغلم الهی بگردم براش چقدر گریه کردیم منو مامانم خوشحال بودیم بعد دیگه مادرم بنده خدا همش به بچم میرسید منم شیر نداشتم شیر خشک دادیم بهش منم گرفتم خوابیدم تا ۶ ساعت بعد بیدار شدم دهنم خشک شده بود گرسنه بودم چون اجازه غذا خوردن نداشتم بعد ۶ ساعت گفتن باید پاشی راه بری بعد غذا بخوری منم جون نداشتم برای راه رفتن اصلا تا سرمو بلند کردم از تخت یهو سرم گیج رفت حس میکردم میخام غش کنم با کمک مامانم راه رفتم یکم و دوباره نشستم روی تخت اولین قدم ها خیلی سخت بود خیلی ولی بعد کم کم اوکی شدم جوری که بدون ویلچر خودم رفتم تا دم در ورودی شوهرمو دیدم چون نزاشتن بیاد سمت بخش زنان  خلاصه فرداش ظهر مرخص شدیم و منو شوهرم مادرم برگشتیم شهر خودمون کل راه تو ماشین نشسته بودم و بچم بغل خودم بود خداروشکر اذیت نشدم 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

من بچه اولم و دوم بیهوش کردن و سومی بی حس فقط اون زمان هیچ وقت دکتر ها از پمپ درد هیچی نگفتن تو بچه اولم که دو تا مورفین زدن و دوتای دیگه شیاف دیکلوفناک میاوردن البته دردم رفع میشد با همون

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز