2777
2789
عنوان

خالم گفت

110 بازدید | 13 پست

من راه دور ازدواج کردم و زیاد نمتونم برم پیش خانوادم 


یه خاله دارم که مامانم و مادربزرگم خیلی دوستش دارن

به مامانم گفته چرا نمیاد و بگو تنها بیاد بدون شوهرش


من بعد مدتها رفتم و خالم و داییم خونه مادربزرگم بودن و شام درست کرده بودن که داییم گفت مگه فقط خودمون برای شام نبودیم و منم پاشدم ماشین گرفتم و برگشتم خونه مامانم


یه بار دیگه داییم گفت تو دوباره عروسی بگیر 

و خالم گفت یه بار ۶ماه نمیاد و یه بار یه ماه میمونه 

و گفت خیلی اعتناش کردین شوهرت رو، تو آسمونا سیر میکنه و رو هواس


بنظرتون رفت و آمد و دعوت کردن این فامیل ها  خوبه؟

برداشتن از حرف ها چیه

مامانم میگه تو خودتو میگیری و اونا اینطوری اند

برادر من که خداروشکر اونقدر چشم و دل سیر هست که غذاش رو با دشمن سرش هم تقسیم کمه، چه برسه به خواهرزادش..

ولی اگر روزی خواهرزادم بیاد خونه ام و برادرم این حرف رو بزنه، دیس غذا رو کردم توو............

اگر جهانی که از جنس من زاده میشه، من رو سرکوب میکنه..من به اون جهان اجازه به وجود اومدن رو نمیدم:)

واکنش خاله‌تون به حرف دایی‌تون چی بود؟!

شما چی گفتی بهش؟!

فقط گذاشتی و اومدی؟!

اشاره‌ای تیکه ای چیزی به گشنه بودنش نکردی؟!

اگر جهانی که از جنس من زاده میشه، من رو سرکوب میکنه..من به اون جهان اجازه به وجود اومدن رو نمیدم:)

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

برادر من که خداروشکر اونقدر چشم و دل سیر هست که غذاش رو با دشمن سرش هم تقسیم کمه، چه برسه به خواهرزا ...

خونه مادربزرگم بود

بنظرتون اینکه این افراد دعوت کنم خونه مامانم و شام بدم 

اشتباهه?

واکنش خاله‌تون به حرف دایی‌تون چی بود؟!شما چی گفتی بهش؟!فقط گذاشتی و اومدی؟!اشاره‌ای تیکه ای چیزی به ...

خونه مادربزرگم رفتم

مادربزرگم اشاره کرد ب خالم و داییم که نگهش دارید شام 

و اونام اعتنا نکردن

منم نمیدونستم وگرنه نمی‌رفتم

چیزی یا کاری به ذهنت میرسه بهم بگی؟

دعوت کردن این افراد خونه مامانم اشتباه؟

خونه مادربزرگم بودبنظرتون اینکه این افراد دعوت کنم خونه مامانم و شام بدم اشتباهه?

بله اشتباهه!

مادر شما خودش اختیار پول و انرژی و زمانش رو داره، که بخواد براشون بذاره یا نه!

ولی شما اصلا و ابدا!

حیف پولی که بخوای خرج غذا کنی برای اینا...

حیف انرژی که بخوای کمک کنی تا اینا بهشون تو مهمونی خوش بگذره(بذاری و برداری و آشپزی کنی و...)

اگر جهانی که از جنس من زاده میشه، من رو سرکوب میکنه..من به اون جهان اجازه به وجود اومدن رو نمیدم:)

وای حرف دایی ات چقدر بد بوده 

منظورش این بوده که تو با ما شام نخور!! 

ببخشید شما مگه غرور نداری که با اینها هنوز هم حرف میزنی 

بمون سر خونه زندگی خودت دیگه 

اینقدر خودتو کوچیک نکن

خونه مادربزرگم رفتممادربزرگم اشاره کرد ب خالم و داییم که نگهش دارید شام و اونام اعتنا نکردنمنم نمیدو ...

بله، به ذهنم میرسه!

من خودم بشخصه متاسفانه احمق بودم، موقعی که پدرم رو دفن کردن تو قبر، فهمیدم که بابا، توو دنیا چی میگذره!

ببین تو اول و آخرش خودت برای خودت میمونی!

خیلی خلاصه بخوام بگم، برای اینا از خودت نگذر!

حالا میخواد پول باشه، کمک مالی باشه، احترام باشه، جواب ندادن و مثلا احترام گذاشتن در برابر حرف ها و رفتارهای توهین آمیزشون باشه!

من الان پشیمون دو عالمم که چرا جواب یسری بی احترامی ها و توهین ها رو ندادم و سکوت کردم!

چرا یه جاهایی از خودم گذشتم برای اونها..

چرا به حرف اونا یه جاهایی توجه کردم!

(لازم به ذکره که بگم من چشم سفید و سلیطه محسوب میشم از نظر اونها👀..یعنی خیلی هم بهشون بها ندادم..ولی برای همون اندک بهایی هم که دادم، از خودم شرمسار و عصبانیم!)

اگر جهانی که از جنس من زاده میشه، من رو سرکوب میکنه..من به اون جهان اجازه به وجود اومدن رو نمیدم:)

حسادت داشته باشن یا نه رو نمی دونم ولی اگه یه نفر اینطور حرفی به خودم بزنهتا آخر عمرم باهاش قطع ارتب ...

گفتم بعد چند سال دارو  بچه ام بدنیا میاد 

یه سام برم و دعوت کنم

یاد کاراشون میفتم بدم میاد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792