چجوری بهتون میگذره؟
من که بامامانم دعوام شد الان
حالا بیاین بریزید تو سر من که تو احترام بزرگتر نداری اون مادره
چون پدرن چون مادرن گوه بزنن به زندگی من؟؟؟؟
پس حق من چی میشه تو زندگی؟
مادری که مستقل نبود و دستش توجیب خودش نیست
از سرمجبوری و بهش حق میدم طلاق بگیره طلاق گرفت اومد خونه باباش
اینجا هزار سگ برای ما نظر میدن
خاله کوچیکه میاد جیگر و دل خودمو خون میکنه باکنایه و تیکه
خاله بزرگه میاد برای مامانم نظر میده
هرکدوم که میان یه تز میدن درمورد من و زندگی ما😭
مامانم کم دست و پا بی پول اصلا زندگی ماهم که بهم ریخت
از وابستگی و بلد نبودن زندگی کردن مامانم و دهن بینی بابام
زندگیمون پاشیدددد
بقران قسم منم اعصاب ندارم
خون گریه میکنم
اعصابمون بهم میریزه بهم دیگه میپریم
پدربزرگم بعضی وقتا با اخم و تخم باهامون حرف میزنه
بخاریو روشن نکن ،چرا انقد حموم میری ،سرسفره به مامانم میگه کم بخور سیر بشی
مادربزرگمم پیرزن شده بی اعصاب شده
سرهرچیزی میشینه کلی غر میزنه غرغرغر
منم جوونم کلی نیاز دارم یه بابا بز مسئولیت دارم که براش مهم نیست من مرده م من زنده م من پولی میخوام دارم ندارم