یه چیزی مدتیه یهو ذهن منو درگیر کرده.
زمانی که من بچه بودم ابتدایی و راهنمایی ، پسر یکی از فامیلامون که رفت و آمد نزدیک باهم داشتیم . سر دایی مامانم ...خیلی باهم رفت و آمد داشتیم...
پسرش هم با اونکه به بودیم خیییلی از من خوشش میومد اصلا علاقش تو نگاهش معلوم بود تو حرفاش معلوم بود. شنیدین میگن عشق دوران بچگی؟! بعضیاشون هم بزرگتر هم میشن ادامه دار میشه؟ این از اون دسته بود
این پسر کلا از من خوشش میومد ..حتی قیافم انقد دوست داشت میگفت تو چهرت شبیه عمه ی منه
خیلی باهام شوخی میکرد. شما خودتون بهتر میدونید پسرا اکثرشون از دختری که خوششون میاد خیلی خشوخی میکنن حالا همه اینا به کار ...علاقه ی ایشون تا سوم راهنمایی کاملا رو من بود
اماما از یک تایمی کلا از من رویگردان شد ...نگاه هاش ر از سوال و ناراحتی شده بود و کلا از من فاصله گرفت و دیگه حتی نگاه هم بهم نمیکرد