سلام.من عقدم.اومدم خونه مادرشوهرم اینا شب موندم.همسرم دندونش درد میکرد منم همراهش تا دو بیدار بودم بعد هردو خوابیدیم قرار بود ساعت چهار صبح چون سربازه منو برسونه خونمون.ساعت سه صبح پاشدم دیدم کنارم نیس بدون این ک اطلاع بده رفته بود.
عصبانی شدن مسئله موجهی نیس که بشه براش حقی قائل شد
چون انجام اینکار و تکرار آن باعث میشه زندگیتون از حالت نرمال خارج بشه
شما یه بررسی کن ببین چرا رفته شاید دلیل خاصی داره
دیشب همه شب در برم آن سلسله مو بود من بودم و او بود می بود و سه تاربود و صبا بود و سبو بود من بودم و او بود دامان چمن پر گل و در دامن گلزار من بودم و دلدار مه دلکش و گل نغز و هوا غالیه بو بود من بودم و او بود
ببخشید که شما یه خانومی اگه اون موقع غیبت بزنه نگرانت میشن
ایشون دیده تا ۲ بیداری دلش نیومده بیدارت کنه اگه هنوز اینقدر بچگانه داری به زندگی نگاه میکنی بهتره جداشی چون بعضی چیزا لازمه درک و شعوره که اگه بخوای بچگانه رفتار کنی زندگیتو بعد ها به باد میده