2821
2789
عنوان

دوبی رفتن

87 بازدید | 10 پست

سلام و احترام به همه دوستان

لطفا کسی کامنت منفی و فاز نصیحت نذاره و خاطره بد

فقط اگه کسی راهنمایی بلده بگه من چطوری میتونم برم دوبی کار کنم؟جیبم خالیه حتی هزینه رفتنمم ندارم

حالا اگه هزینه رفتن زیاد نباشه جورش میکنم

یجوری دوس دارم اول کار پیدا کنم باخیال راحت برم


کشور امارات به جنسیه ایرانی جاب آفر نمیده

فقط از طریق ثبت شرکت یا خرید ملک

یعنی فقط سرمایه دار باید باشید تا بهتون اقامت بدن

ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد».. ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ  کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم ، و آن مرد ؛ هر که می خواهد باشد . مهم این است که داس دارد…

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

کشور امارات به جنسیه ایرانی جاب آفر نمیدهفقط از طریق ثبت شرکت یا خرید ملکیعنی فقط سرمایه دار باید با ...

خودم شنیدم بعضی شرکتا هزینه رفتنتو میدم و اقامت برات میگیرن

بدبینانه گفتین

کشور امارات به جنسیه ایرانی جاب آفر نمیدهفقط از طریق ثبت شرکت یا خرید ملکیعنی فقط سرمایه دار باید با ...

خودم شنیدم بعضی شرکتا هزینه رفتنتو میدم و اقامت برات میگیرن

بدبینانه گفتین

خودم شنیدم بعضی شرکتا هزینه رفتنتو میدم و اقامت برات میگیرنبدبینانه گفتین

نه الان برای ایرانی ها اصلا همچین چیزی نیست دیگه

قدیم اینجور بوده

ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد».. ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ  کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم ، و آن مرد ؛ هر که می خواهد باشد . مهم این است که داس دارد…

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز