سلام خوبین از کجا بدونیم شوهرمون غیر زنش کسی رو نداره تو فکر خیالش کسی نیست ۵ماه ازدواج کردم البته نه رسمی صیغه تو یه خونه زندگی میکنیم ولی شناخت زیادی ندارم ازش اخلاقش خوب عالی هواسش همه جوره بهم هست فقط میترسم آینده ولم کنه یا با یکی دیگه اوکی بشه خیلی ترس دارم یک بار هم زندگیم خراب شد انتخاب اشتباه خانواده ها بچگی ولی الان انتخاب خودم بود خیلی ترس خراب شدن زندگیم در آینده دارم یکم جوشی عصبی ولی زود از دلم در میاره فقط به اخلاق ترسناک داره که زود بیخیال میشه میزاره کنار براش مهم نیست بعدش چی بلای سر طرف میاد کلا احساسات طرفش مهم نیست خودش ارامش خودش مهم تر همه جور هوامو داری پشتمه هیچ کبودی نمیزارن برام همه تلاشش میکنه ولی خب با این اخلاقش ترس دارم ازش نمیتونم راحت باشم باشه حرفهای بگم رفیق هم نیستیم دوست معمولیم انگار به دور از زن شوهر شهر غریبم احساس میکنم تنهام اینجا اتفاقی بیوفته به مشکل بخوریم این خانواده اش دار خواهراش هستن ولی من هیچکس جز خدا ندارم باهاش حرف بزنم حرفهام بشنو کلی اخلاق حق به جانب دار هر حرفی خودش میزنم درست من نه یکمی باور هم نداره بهم اعتماد کم دار موندم