2777
2789
عنوان

مولانا💫

28 بازدید | 0 پست

عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار


گازری در خشم گشت از آفتاب نامدار


وانگهان چون گازری از گازران درویشتر


وانگهان چون آفتابی آفتاب هر دیار


ناز گازر چون بدید آن آفتاب از لطف خود


ابر پیش آورد اینک گازری با کار و بار


گفت تا گازر نخندد من برون نایم ز ابر


تا دل او خوش نگردد من نباشم برقرار


دسته دسته جامه‌های گازران از کار ماند


تا پدید آید که گازر اختیارست اختیار


هر کی باشد عاشق آن آفتاب از جان و دل


سر ز خاک پای گازر برندارد زینهار


گویم آن گازر که باشد شمس تبریزی و بس


کز برای او برآید آفتاب از هر کنار

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز