نمیدونم چرا انقد بابام....
مهر ماه خاستم شیر الات و سرامیک ها خونه ام رو بخرم
بهش گفتم دو تا چک بده
نداد بهم
خاستم وام بگیریم ی تعهد حسابداری ساده برام نگرفت
هیچی تو خونواده ام ارزش ندارم هیچی
چقد بابام بینمون فرق گذاشت
اونوقت دوست شوهرم واسمون وام گرفته
چقد دعاش کردم از خدا میخام هیچ وقت غم نمیبینه
حالا بابام چی قدم از قدم برنمیداره واسم
امروزم رفته ب خاهرم گفته اینا وامشون نمیدادن اگر تعهد میدادم
چقد از چشم افتاد 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
خیلی دلم پره
دلم از بی معرفتی اطرافیانم گرفته 😭😭😭😭😭💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔