نویسنده رمان عاشقانه هستم کسی دوست داشت بخونه درخواست بده 😘💝 بازی خوبه ولی نه با قلب کسی🙂💔💫من آدم آرومیم بازی نکن با روحیم 💖 من عاشق قدم زدن با تو تو هوای بارونیم 🥲 ♥️باتو دارم یه حس راحت نیازی نیست به استراحت 🥰همه ی ادما دنبال استفادن😪💔 میمیرم برات واسه اون چشات 🥲💝 دلم فقط بودی تن تورووو میخواد🥺💔 جونمم بخوای میدم دو دستی فدای چشات 💝یاد گرفتم تنها باشم خوردم زمین خودم پاشم 💪💪💪💪من به آرزوهام قول رسیدن دادم و بهش میرسم چون خدامودارم🤩😍 چنقانون میگم قانون یک: به هیچکس اعتماد نکن قانون دو : هیچکس جز خودت مهم نباشه قانون سه : بین غرور و زندگیت مجبور به انتخاب شدی همیشه غرورت رو انتخاب کن قانون چهار :تو تنها به دنیا میای و تنها از دنیا میری قانون پنج :صبر صبر صبر صبر صبر صبر صبر.
یه وکیلی میگفت ۶۰سال وکالت انجام دادم اکثر شکایات بین کسانی بود که به هم اعتماد داشتند مثلا وقتی یه مبلغی به کسی میدی نمیره ولی وقتی کل سرمایه اتو میدی دستش میذاره میره حالا تو ک کل احساساتتو خرجش کردی میگی چرا یه دفعه اینجوری شد؟؟!
چهره ناز فقط دختر جاریم ،و خواهر زادم،نمیدونم چطور توصیف کنم،خودتون یه دختر ناز ۲۳ساله و یه دخترناز ۱۰ساله تصور کنید دیگه😄
وطنم پاره ی تنم ،خدایا حافظ رهبر عزیزم (سید مجتبی)باش،(رهبر شهیدم ازاسمونها حواست به ما باشه)🇮🇷🇮🇷🇮🇷خدایا حافظ دلاور مردان (سربازان)سرزمینم باش🇮🇷🇮🇷🇮🇷.گیجید هنوز فصل تردید گذشت ان قصه که گفتید و شنیدید گذشت، داعش به چراغ سبزتان هار شده از این همه خون چگونه خواهید گذشت!!؟؟ دیگه نمیخوام از مادر شوهر،خواهرشوهر ،جاری،زن داداش،از هیچکس غیبت کنم،حتی خانواده خودم،میترسم غیبت های اینجا هم تو نامه اعمالم إعمال بشه بدبخت بشم والا بخدا ،هر جا دیدید غیبت کردم بهم بگو خاک برسر باز که غیبت کردی،شاید آدم شدم 😔
یه وکیلی میگفت ۶۰سال وکالت انجام دادم اکثر شکایات بین کسانی بود که به هم اعتماد داشتند مثلا وقتی یه مبلغی به کسی میدی نمیره ولی وقتی کل سرمایه اتو میدی دستش میذاره میره حالا تو ک کل احساساتتو خرجش کردی میگی چرا یه دفعه اینجوری شد؟؟!
یه وکیلی میگفت ۶۰سال وکالت انجام دادم اکثر شکایات بین کسانی بود که به هم اعتماد داشتند مثلا وقتی یه مبلغی به کسی میدی نمیره ولی وقتی کل سرمایه اتو میدی دستش میذاره میره حالا تو ک کل احساساتتو خرجش کردی میگی چرا یه دفعه اینجوری شد؟؟!
یه وکیلی میگفت ۶۰سال وکالت انجام دادم اکثر شکایات بین کسانی بود که به هم اعتماد داشتند مثلا وقتی یه مبلغی به کسی میدی نمیره ولی وقتی کل سرمایه اتو میدی دستش میذاره میره حالا تو ک کل احساساتتو خرجش کردی میگی چرا یه دفعه اینجوری شد؟؟!