2777
2789
عنوان

یه استاد داشتم

86 بازدید | 2 پست

یه خانوم بود ۳۶ سالگی تصمیم گرفته بود پزشکی بخونه

خیلی بهش نزدیک بودم

تو مدتی که افسردگی شدید داشتم

یه روز اومد باهام حرف زد

از زندگیش گفت

از اینکه چه‌جوری ۹ سال ازدواجش تو خونه حبس شده بود

چه قدر کتک خورده بود

از شوهرش

از باباش 

چه قدر حرف شنیده بود

چه قدر برای مرگ بچش گریه کرده بود

اول من براش از زندگیم گفتم و گریه کردم

بعد اون برام از زندگیش گفت و گریه کرد 

اگر اطلاعت شخصی،هرچند کوچک و بی اهمیت، رو به اشتراک نمیذارم لطفا ازم ناراحت نشید🫂

اینستاشو دارم

خیلی وقت پیش رفت امریکا

پارسال مچ تخصص داخلی شد

امشب عکس حلقه رو پست کرد

شوهرش خیلی جذاب بود و فکر نمیکنم ایرانی باشه

اگر اطلاعت شخصی،هرچند کوچک و بی اهمیت، رو به اشتراک نمیذارم لطفا ازم ناراحت نشید🫂

تو استوری هاش می بینم

تازه داره شنا یاد میگیره

تازه داره گیتار یاد میگیره

با ذوق میاد از کتابایی که میخونه میگه

اگر اطلاعت شخصی،هرچند کوچک و بی اهمیت، رو به اشتراک نمیذارم لطفا ازم ناراحت نشید🫂

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   fwtimzare  |  14 ساعت پیش
توسط   حمیدم355h  |  14 ساعت پیش
توسط   خاتون868  |  3 ساعت پیش