مامانم همیشه جایی میرفتیم به من و خواهرم میگفت به میزبان کمک کنید، یا مثلا ما یه مجلسی رفتیم یه خانوم مسنی میاد مامانم میگفت جاتونو بهش بدین که بتونه تکیه کنه به دیوار. خب ما هیچ وقت مخالفت نکردیم.
اما الان که دارم نگاه میکنم این اخلاق انگار تو وجود من یکی نهادینه شده. مثلا میرم تو مغازه و یه پکو باید باز کنه فروشنده تا من یکیشو بردارم و میاد حساب کنه من خودم میزارم سرجاش
یا یکی که راهنماییم کنه یا یه خوبی کوچیک هیچ وقت از ذهنم نمیره و چند بار تشکر میکنم
یا مثلا تو محل کار خدمات وظیفشه ولی من همیشه ظرف خودمو میشورم
خیلی حس بدیه انگار اصلا ارزش خودمو نمیدونم و خیلی وقتا حس میکنم اون احترامی که بایدو ندارم
چیکار کنم؟