امروز بابام از سر کار اومد گفت که این روزا همکاراش بخاطر دانشگاه قبول شدن بچه هاشون شیرینی پخش میکنن
بابام هیچ وقت سرکوفت بچه های مردمو تو سرم نزده ولی من خیلی شرمنده بابامم
هیچوقت نتونستم خوشحالش کنم 😞😔
مطمئنم خیلی دلش میخاست اونم مثل همکاراش شیرینی قبولی منو پخش کنه و پوز دخترشو بده
دلم میخاد بمیرم از شرمندگی 💔🖤
کاش میشد زمان رو به عقب برد کاش سال ۱۴۰۰ برمیگشت