پارتنرم توی شرایطه خیلییی بدیه یه اتفاقه خانوادگی خیلی وحشتناک براشون افتاده و فعلا تا یک سال یا حتی ۲ سال دیگم نمیتونه ب ازدواج فکر کنه🥲🥲 دیشب بهش گفتم میخاد برام خاستگار بیاد خیلییییی ناراحت شد و بهم ریخت🥲 بعدشم گفت اصلا منو در نظر نگیر از روی عقل تصمیم بگیر.. نمیدونم خاستگارمو رد کنم یا نه موقعیت خیلییی خوبیم داره نمیدونم چیکار کنممم🥲
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
عقل میگه با پارتنرت با نهایت احترام و تاسف بهم بزنی و با خواستگارت اشنا بشی
اینجا نی نی سایته، اینجا بعضیا خرج روزانه شون، درامد ماهیانه خیلیامونه. اینجا حرف از بی عدالتی و ظلم علیه زنانه. اینجا نظرکرده زیاد داریم، اونایی که موکل دارن، حس ششم دارن، اونایی که خواب زیاد میبینن ولی نمیگن شب قبلش شام چی خوردن. اینجا نی نی سایته، جایی که از تنهایی بهش پناه میبریم، با هم حرف میزنیم، جر و بحث میکنیم، خیلیا اینجا زندگی میکنن، هویت دارن، دوستاشون اینجان. همه نوع ادمی هم اینجاست، کنکوری و غیر کنکوری و مجرد و متاهل و باردار و زائو و در شرف طلاق و طلاق گرفته و فیک و اصل و اصیل و فقیر و غنی. 🫂 ولی با هم مهربون باشیم ، چون شاید در دنیای واقعی، همه مان به همان چند کلمه ارامبخش نیاز داشته باشیم... الا بذکر الله تطمئن القلوب
فقط ۴ ماهه که باهم آشنا شدیم و قصدمون جدی بود تا اینکه اون اتفاق براشون افتاد و همچی بهم خورد فکرش ک نمیمونه پیشم چون مدت زیادی نیست ک باهمیم ولی الان خودم احساس بدی دارم احساس میکنم اگه رهاش کنم در حقش نامردی کردم