من یه مسیری رو که همیشه میرم و مجبورم از اونجا رد شم حالا هر موقع کار دارم از اون مسیر باید رد شم یه مغازه داری هست پسره جونه خیلی تابلوعه حالا خوبه منو با شوهرم و بچمم دیده خیلی تایلوس رفتاراش وقتی میبینه از دور میام زودی جلوم ظاهر میشه منم خودمو گم میکنم چکار کنم تا حالا چیزیم نگفته بهم فقط وامیسته زل میزنه