من خونه پدر شوهرم هستم یعنی تو ی اتاق تو حیاط ک خیلی کوچیکه ب اندازه سه در چهار ک ب اندازه ۶متری جا برای نشستن نیست شوهرم اذیت میکنه خیلی تاپیکهای قبل رو بخونین می فهمیم خانوادش دخالت شدید دارن دیگ ارزش برام نمیزارن از اول اینطوری بود اگ بدم میتونه تمکین بگیره بنظرتون آخه خونه نیست ک اتاق ک حمام ندارم دستشویی نداره یدونه مشترکا ک انگاره خرابه هست آب گرم تو خونه ندارم
گفتم دیگه تقصیر خودته،خودت این همه پرروش کردی، این همه سال سکوت کردی! بالاخره پیمانه صبر آدمم یه حدی ...
اولش ک اصلا انگار ن انگار بچه داره تازه ی مدت ک پول نداشت یعنی کار نمی کرد یکمی از کلاهبرداری کرد میگفت این بچه شوم این اوند من اینطوری شدم ولی بعدها یکم بهتر شد از لحاظ خشک ب کسریاتش اهمیت نمیده ب بازی یا لباس و تفریح ک اصلا بچه بیچاره مثل من زندانی تو خونه التماس کنی نمیبره ی چن بار برو مغازه آورده منم ک نمیزاره از خونه ب م بیرون ببرم
ادم با ینفر ک ادم باشه مدارا میکنه ن با ی نفر ک انسان نیست بخدا همه تو خونشون دعوا کردن اما این سر هیچی فحش میده توحین تحقیرش براههآخه از خونه انداختن بیرون دیگ چیه پیش همه وسط کوچه داد میزد ک باید گورشو کم کنه بره همه دیدن یعنی از اول اینطوری