من قبل ازدواجم با یکی دوست بودم (دختربود) الانم باهم دوستیم دوران مجردیم دوست پسرش تولد گرفته بود واسه دوستم بعد هم رفیقیای پسره بودن هم رفیقای دوستم،
تو اون مهمونی یکی از من خوشش اومد و ما باهم اپکی شدیم حدودا دوسال باهم بودیم بعدشم دیگه کات کردیمو هرکیم رفت پی زندگیش اون ازدواج کرد بچه دار شد منم ازدواج کردمو...ولی اونا هنوز با دوستم رفت امد دارن ،
دوستم کمرشو عمل کرده ما زنگ زدیم گفتیم مهمون ندارید گفت نه ولی قراره دو سه ساعت دیگه مهمون بیاد , منم گفتم میریم زود برمیگردیم دیگه، ماکه رفتیم یه ربع بود نشسته بودیم زنگو زدن دیدم وااای این پسره با زنو بچش اومده، اومدو جفتمون خییلی جاخوردیم بعد شروع کرد به شوخی کردن با شوهرم و.... حالا الان از اینیستا بهم درخواست داده