مادرشوهرم توی همه مراسم ها عزا از قیافش میبارید و من فک میکردم به خاطر فوت شوهرش افسرده اس اما بعد فهمیدم چون پسرش براش حکم شوهر داشته از ازدواجش ناراحته
اره. من قبل ازدواج از بدجنسیای خانواده شوهر خیلی دیده و شنیده بودم. پیش زمینه ذهنی داشتم اما وقتی ازدواج کردم گفتم من که ادم صلح طلب و ارومیم فکر نکنم به مشکل بخورم، دوسشون داشتم و تقریبا مثل خانواده خودم میدونستمشون. اما کم کم دیدم نه من کاری باهاشونم نداسته باشم اونا کار دارن... بعد هفت سال زندگی مشترک و متاهلی، بالاخره مشکلات زیاد شد صبر منم تموم شد با خواهر شوهرام به مشکل خوردم قطع رابطه کردم. البته از سال اول شروع شد من هی مدارا کردم کوتاه اومدم .اما تهش مجبورشدم جلوشون وایستم.
من همیشه دوست دارم جاری نداشته باشم..خاهر شوهر بهتره ب نظرم..نظرت،
برای من هردوتاش تقریبا ی مدلن نچسب و غریبه طور،ولی خودم زن داداشامو دوست دارم هر وقت میبینمشون شوخی و خنده داریم سعی میکنم مواظب حرفام و کارام باشم ناخواسته باعث رنجششون نشم برای خوشبختیشون در کنار داداشام دعا میکنم،،
اره. من قبل ازدواج از بدجنسیای خانواده شوهر خیلی دیده و شنیده بودم. پیش زمینه ذهنی داشتم اما وقتی از ...
من حتی با جاری هامم مشکلی نداشتم چون کلا ادما رو الکی برا خودم مهم یا گنده نمی کنم. به هر کسی اندازه خودش احترام میزارم و توجه می کنم کلا نه بیشتر. جاری هام با هم دیگه مشکل داشتن اما من خودم با هیچکدوم مشکلی ندارم.