شوهرم با دوتا خواهرش خ صمیمی
گاهی اوقات تعریفشون میده موفقن بااینکه بچه دارم بفکر کار و پیشرفتن
یا گاهی اوقات که ی بحث های میکنیم مثلا اگه بگم من زیاد آدم قانعی نیستم ولخرجم اول نصیحت میکنه بعد از خواهراش مثال میزنع که زندگی شوهرشون ساختن
تقریبا اگه همچین بحث های کنیم مثال خواهرانش میزنع
امروز گفتم دانشگامو ده ترم تمومم(الکی میخواستم ببینم چی میگه ) گفت به من گفتن تو زرنگ و باهوشی که منم اصرار که نههه ده ترم تمومم بعد گفت اونموقع بقیه مسخرت میکننن من برام خیلی مهمه همسرم باهوش باشه یکی از شرط های دامادمون میگف این بود زنم باهوش باشه بهترین زنم نصیبش شد 😑😐
خواهراش بهم بدید نکردن تاالان اما خسته شدم از بس تعریفشون کرد حس میکنم دارم مقایسه میشم با شاید اشتباه میکنم ؛)