دلت که گرفت.../ دیگرمنت زمین را نکش.../ راه آسمان باز است؛ پر بکش.../ او همیشه آغوشش باز است.../ نگفته تو را می خواند.../ اگر هیچکس نیست؛خدا که هست...
زمانی که فرزندم را در آغوش کشیدم بند بند وجودم سرشار از او شد و تمنای دوست داشتنش تمام جانم را فراگرفت. رویای فردا را پیش چشمانم دیدم و غم هایم را به شب سپاردم تا نسوزد.