2777
2789

عزیزم داداش من زنش عقد کرده بود خانواده زنش مامان و بابای من هم دعوت کردن برای پاگشا کلا عموهاش عمه هاش دایی هاش خاله هاش پرچم عروسمون کلی پیش ما بالا رفت ولی ما خودمون رسم نداریم مثلا مامانم که پسر دایی ام پا گشا کرد دیگه پدر مادر عروس دایی ام نگفت بیان فقط دایی ام بچه هاش عروسشون و مادربزرگم

لطفا برای شفای تمام مریض ها یک حمد بخونید

[QUOTE=56984648]اخه ما رفتارمون تو مهمونیا با اونا ف

دیگه این مسیله روهمیشه بایدرعایت کنی پیش اونا این بارم بیخیال باش خونه ی عموت که دیگه اونا نمیان بعدازاین مهمونی روابط رسمی ادامه داره لزومی نداره حضورداشته باشن رفتاربقیه ی اعضای خانوادهههم که فقط به خودشون مربوطه کسی نمیتونه براشون بکن نکن بکنه منم خوشم نمیومدمادرشوهرم تومهمونیا باشه اما مامانم مجابم میکرد که اینا بعدا واست مایه ی سربلندیه حتی مادرشوهرت توذهنش برای تو احترام قایل میشه مواظب رفتارش خواهدبود چون میدونه تو توخانواده وفامیل عزیزی همینطورم هست مادرشوهرم وفامیلاش که حتی نبودن اونجا معتقدن ماخانواده ی بزرگ ومبادی وادابی هستیم به رسم ها اهمیت میدیم پشت همیم 

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

[QUOTE=56984648]اخه ما رفتارمون تو مهمونیا با اونا ف دیگه این مسیله روهمیشه بایدرعایت کنی پیش اونا ...

نمیفهمه کلا.بخدا سه ماه عقد بودم  پدرشوهرم بیمارستان بود رفتم دیدم خونشون نامرتبه و نزدیک عید ریختم بهم مثل مادر خوم کاراشو کردم بازم انگار دشمن خونیشو میبینه چون شوهرمو خیلی دوس داره بچه ته تغاریشه

    
اخه واقعا انگار اونام تحت تاثیرن که بد باشن  حتما

بخدا من با حرف های ۲۵۵ موافق راست میگه گاهی واقعا مادرشوهرا منظوری ندارن یه چیزی میگن اگر یه حرفی مادر بهت بگه ناراحت نمیشی ولی همون مادرشوهر بگه جبهه میگیری چون فکر میکنی از قصد و قرض گفته ما عروسمون طبقه پایین ما میشینه باور کن خودش از اول خیلی خوب با ما تا کرد تو عقد حامله شد اینقد باشعور بود اومد یواشکی به مامانم گفت داستان اینه حتی به هیچ کس جز مادرش نگفت که ابرو داداشم بره حتی خواهراش نفهمیدن بعد که بچه دنیا اومد فهمیدن زود جهازش مامانش اماده کرد اومدن پایین خونه ما باور کن جوری با ما رفتار کرده الان اگر دعوایی بشه بین داداشم و زنش ما طرف زن داداشم می گیریم تو محبت کن احترام بذار بهشون اونا رو مثل خانواده خودت بدون ولی خودت براشون کوچیک نکن سنگینی و متانت حفظ کن بخدا جای دوری نمیره خودت تو زندگی ات راحتی اونا هم میفهمن که تو نیومدی پسرشون ازشون جدا کنی مطمئن باش اونا هم متقابلا دوستت خواهند داشت

لطفا برای شفای تمام مریض ها یک حمد بخونید
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792