2777
2789
عنوان

شعرطنز😊

50 بازدید | 2 پست

شعر_طنز



رفته بودش همسرم با پول من💵

سالن زیبائیِ خیلی خفن!🙄


بود رنگ موی او سبز و بنفش!😕

ارتفاع کله اش همچون درفش!😮


ابروانش رنگِ نارنجیِ مات!😳

گودی چشمان او شکل دونات!😏


پشت پلکش تا حدودی صورتی!☹️

خط چشمانش عجیب و خط خطی!🙁


ناخن دستش چو خون‌آشام بود!😳

صبح رفت و وقتی آمد شام بود!😣


ابتدا با دیدنش رنگم پرید😟

روی من شد مثل موهایم سفید!😨


گفت: « من هستم زنت از من نترس!☺️

مثل آن کودک که می ترسد ز درس!»🙂


گفتمش: « حالا شما باز آمدی☺️

با هزاران عشوه و ناز آمدی😌


شام را آماده کن تا این شکم🙂

اندکی راحت شود از رنج و غم »😀


گفت: « پررو گشته ای عالیجناب!😐

از محل پاشو بخر نان و کباب »😑


گفتم: « عابربانک من دست شماست😕

پس بده آن را که گیرم نان و ماست »🙂


گفت: « عابر بانک تو خالی شده!🙄

صرف این آرایش عالی شده!»😒


گفتمش: « کل حقوق بنده را😑

قسط وام هفته ی آینده را😕


بهر آرایش به سالن داده ای؟🤔

واقعا ای زن که خیلی ساده ای »😠


ناگهان با کفشِ خود زد بر سرم🤕

گشنگی و تشنگی شد برطرف☹️


@zangemadresehh

من کالسکه و صندلی ماشین بچه‌مو از بی‌بی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضی‌ام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بی‌بی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:

https://babylifeshiraz.com/

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108