یکی از دردناکترین صحنههای زندگی، درموندگیِ آدمیه که برای درآوردن هزینههای اولیه زندگیش، مجبوره انسانها و کارفرمای بیادب، بیمرام، از خود راضی و تازه به دوران رسیده رو تحمل کنه.
و متأسفانه بعضی از همکاران که قدیمی هستن، ولی مجبوری باهاشون گروهی کار کنی و کند کار کردن اونا رو تحمل کنی و چیزی نتونی بگی و بعد از چشم تو میبینن عدم پیشرفت کار رو
اگه مهمون خونه ای بودید و صاحبخونه براتون چای آورد، رد نکنید؛ شاید این تنها چیزی باشه که برای پذیرایی داره..... حواسمون به دستهای خالی باشه.... 🤲یادمان باشد زنگ تفریح دنیا همیشگی نیست؛ ساعت بعد، حساب داریم....