من دیشب سر یه قضیه ای گریه کردم و وقتی داشتم گریه میکردم خوابم برد وقتی چشمامو باز کردم دیدم رو تختمم همه جا هم تاریک بود و به نظر میومد ساعت ۳ یا ۴ صبح باشه
بعد از اینکه چشمامو باز کردم میخواستم تکون بخورم و به پهلو بخوام ولی اصلا نمیتونستم تکون بخورم
انگاری یکی داشت با دستاش خفم میکرد و افتاده بود روم
میخواستم جیغ بکشم ولی نمیتونستم انگاری جیغه تو گلوم گیر کرده بود
فقط چند ثانیه این اتفاق افتاد بعد که بلند شدم جیغ زدم مامانم تند تند رفت برام آب اورد
با این حال که بلند شده بودم بازم احساس خفگی میکردم
بعد از اینکه مامانم آب بهم داد حالم بهتر شده ولی میترسم دوباره اتفاق بیفته
چون اون لحظه فکر میکردم فلج شدم
شما میدونین این چیه و چیکار کنم دیگه اتفاق نیفته؟