حوصله شوهرمو دیگه ندارم از وقتی از سر کار اومده باهاش قهرم یکی دوبار گفت چرا اینجوری میکنی گفتم با من کار نداشته باش دیگه عین خیالش رفت فیلمشو دید کلیپاشو هم نگاه کرد هرهر خندید گرفت خوابید منم اومدم تو اتاق رو تخت اعصابم خورده دوس ندارم دیگه پیشش باشم
دیشب همه شب در برم آن سلسله مو بود من بودم و او بود می بود و سه تا بود و صبا بود و سبو بود من بودم و او بود دامان چمن پر گل و در دامن گلزار من بودم و دلدار مه دلکش و گل نغز و هوا غالیه بو بود من بودم و او بود،،،لطفا مردا درخواست دوستی ندین، خسته شدم از دستتون