سلام عزیزان شبتون بخیر امیدوارم حالتون خوب باشه
من یه سالی هست نامزد کردم همسرم در حال حاضر اوضاع مالیش اصلا خوب نیست توقع داره خانوادم خرجمو بدن در حد توانش برام خرید میکنه گوشی و... ولی چیزای دیگه مثل شهریه دانشگاه و چیزای دیگه توقع داره خانوادم خرجمو بدن فکر میکنه اوضاع مالی پدرم خوبه درست هم فکر میکنه ولی پدرم وقتی مجرد بودمم اصلا بهم پول تو جیبی نمیداد من خیلیییی کم خرج میکردم بعد جلوی نامزدم یجوری رفتار میکنم که خانوادم اصلا چیزی برام کم نمیزارن در حالی که اینجوری نیست
برای شهریه دانشگاه ثبت نام کردم نامزدم گفت من نمیتونم بابامم میگفت نمیدم چون دوسال قبول نشدی کنکور ولی خب ته دلش به نظرم به خاطر این بود که توقع داشت نامزدم شهریه رو بده این یه سال خیلی اذیت شدم مامانم خیلی اذیتم کرد کوچیک ترین چیزی که میگفتم میگفت بگو نامزدت بخره تازه میخواست دانشگاه هم نری همه نامزد شون خرج شون میکنه این یه سال هر روز با مامانم بحث داشتیم هر روز دوساعت میگفت فلانی این جوریه فلانی انقدر خرج میکنه برای تولدش یک و نیم پول میخواستم آخرش گریه کردم بابام میگفت زیاده میخوایی چیکار کنی همه چی تو دلم مونده خیلی با خونوادم احساس معذب بودن میکنم کوچیک ترین چیزی با پول بابام سختمه بخرم و به نظرشون میاد بعد این همه سال ماهانه پونصد یه تومن به حسابم واریز میکنن خیلی کار عجیبی کردن و بابام هر چیزی میشه به روم میاره که تو خیلی پول ترم میگیری
میدونم میگین کار کن ولی هنوز شرایطش رو ندارم کلاس ثبت نام کردم بعدش بگردم دنبال کار
بعد شبی نامزدم میگه اون روز رفتی بازار برای من لباس خریدی یا خودت آخه پول ندارم که بخوام بخرم 🥲