الان سنت کمه
رو ترسات کار کن وگرنه هرچی بزرگتر بشی اون ترسه هم بزرگتر میشه
به خاطر همین ترسه تا 35 سالگی مجرد بودم نکنه بدون من یه چیزیشون بشه خانواده م
دکترا که گرفتم بهم بورس پست داک پیشنهاد شد ردش کردم گفتم نکنه من برم اینا چیزیشون بشه
امکان کار تو جای بهتری خارج از محل زندگیم فراهمه نمیرم چون دوست ندارم دور باشم ازشون
خونه پدرم و مادرم جای خوب شهره حاضر شدم تو یه خونه 70 متری تو اون متطقه زندگی کنم ولی نرم تو خونه 150 متری جای دیگه شهر و کلی مشکلات دیگه
الان که سنت کمه حقایق رو بپذیر و رو خودت کار کن
بی اذن خدا برگی از درخت نمی افته
پدر و مادرت رو بسپر به خدایی که آفریده تشون
تو بچه اونایی نه اونا بچه تو
قرار به نگرانی باشه اونا باید نگران باشن