2777
2789
عنوان

ترس از دست دادن لطفا بیاین

84 بازدید | 15 پست

مامانم و بابام هرچی سنشون بالاتر میره هی نگران تر میشم

با اینکه مشکل جدی سلامتی ندارن و اوکین

۴۸ سالشونه

ولی همش میترسم 💔

سناریو میچینم ک بدبخت میشم بعدشون و خودمو میکشم و روانی میشم و.... 

اکانت تعطیل

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نمیخوام انرژی بد بدم ولی بالاخره روز آخر همه مون میرسه 


این افکار نمیزاره از الانی که هستن لذت ببری، الانو داشته باش... واسه آینده هم یه چیزی میشه خب

این کاربری دست دو نفره، اولی خودمم، دومی خودشم!

خدایی نکرده شما تجربه داشتین؟

خیر عزیزم 

ولی دارم میبینم تو اطرافیان 

خودتو اذیت نکن 

آدم مریض میشناسم ۱۵ ساله رو ویلچر در قید حیاته


آدم سالم می‌شناختم یه روز رفت زیر ماشین و تمام

این کاربری دست دو نفره، اولی خودمم، دومی خودشم!

منم این فوبیا رو دارم

6سالم بود مامانم می رفت آندسکوپی معده منو گذاشت خونه همسایه یادمه بهش گفت من چیزیم شد به مامانم بگو مواظبش باشه.... تا عصر که برگردن من هزار بار سناریو چیدم خودم رو بدبخت ترین آدم دنیا تصور کردم... برگشتن مامانم هیچیش نبود یه زخم معده ساده بود...  الان 40 سالمه 34 سال از اون روز گذشته و  روز و شبی نیست که من ترس از دست دادن خانواده رو نداشته باشم

مجرد که بودم تا صبح بارها و بارها نگاه میکردم ببینم نفس میکشن

بابام خر و پف شدید داره کافی بود لحظه ای صدای خرو پفش رو نشنوم :(

بعدش که داداشم به دنیا اومد نگرانیم بیشتر شد

الانم که ازدواج کردم نگرانی همسرم هم اضافه شده


وزن شروع: 72کیلوگرم    وزن هدف : 57کیلوگرم   هدف 1: 70 کیلوگرم(رسیدم) هدف2: 68 کیلوگرم (رسیدم) هدف 3: 66کیلوگرم(رسیدم) هدف4: 64 کیلوگرم (رسیدم)  هدف 5: 62 کیلوگرم  هدف 6: 60 کیلوگرم  هدف7: 58 کیلوگرم 

منم این فوبیا رو دارم6سالم بود مامانم می رفت آندسکوپی معده منو گذاشت خونه همسایه یادمه بهش گفت من چی ...

منم صدای نفس و خر و پف نشنوم نگران میشم

گاهی بالا پایین شدن قفسه سینه رو نگاه میکن مببینم نفس میکشن یا ن

من از بعد از دست دادن بابابزرگم اینجوری شدم

اکانت تعطیل

منم صدای نفس و خر و پف نشنوم نگران میشمگاهی بالا پایین شدن قفسه سینه رو نگاه میکن مببینم نفس میکشن ی ...

اشتباهه کارمون

چون لذت نمی بریم از زندگی و وجود اطرافیانمون

من تراپی که می رفتم دکتر میگفت حق داری و این طبیعیه همه انسان ها توی پس زمینه ذهنشون این ترس رو دارن

من بیرون ببینم تجمعی هست بهم می ریزم

آمبولانس ببینم غصه ام میشه

اعلامیه ترحیم ببینم به هم می ریزم

تراپیستم میگفت کاملا عادی هست این فکرا اومد تو سرت تا تهش رو خیال پردازی کن و کاملا هوشیارانه به خودت بگو دیدی هیچی نشد

میگفت وقتی آمبولانس می بینی معلومه بدترین فکر اینه که نکنه عزیزترین کسای من تو اون آمبولانس هستن و این عادیه نمیتونی تصور کنی که خودت داخلشی معبومه اولین تصور میره سمت اطرافیان


وزن شروع: 72کیلوگرم    وزن هدف : 57کیلوگرم   هدف 1: 70 کیلوگرم(رسیدم) هدف2: 68 کیلوگرم (رسیدم) هدف 3: 66کیلوگرم(رسیدم) هدف4: 64 کیلوگرم (رسیدم)  هدف 5: 62 کیلوگرم  هدف 6: 60 کیلوگرم  هدف7: 58 کیلوگرم 

اشتباهه کارمونچون لذت نمی بریم از زندگی و وجود اطرافیانمونمن تراپی که می رفتم دکتر میگفت حق داری و ا ...

وای دقیقااا

من اگهی ترحیم و امبولانس و تشییع و اینا میرم ب هم میریزم ب کل

اکانت تعطیل

وای دقیقااامن اگهی ترحیم و امبولانس و تشییع و اینا میرم ب هم میریزم ب کل


الان سنت کمه

رو ترسات کار کن وگرنه هرچی بزرگتر بشی اون ترسه هم بزرگتر میشه

به خاطر همین ترسه تا 35 سالگی مجرد بودم نکنه بدون من یه چیزیشون بشه خانواده م

دکترا که گرفتم بهم بورس پست داک پیشنهاد شد ردش کردم گفتم نکنه من برم اینا چیزیشون بشه

امکان کار تو جای بهتری خارج از محل زندگیم فراهمه نمیرم چون دوست ندارم دور باشم ازشون

خونه پدرم و مادرم جای خوب شهره حاضر شدم تو یه خونه 70 متری تو اون متطقه زندگی کنم ولی نرم تو خونه 150 متری جای دیگه شهر و کلی مشکلات دیگه

الان که سنت کمه حقایق رو بپذیر و رو خودت کار کن

بی اذن خدا برگی از درخت نمی افته

پدر و مادرت رو بسپر به خدایی که آفریده تشون 

تو بچه اونایی نه اونا بچه تو

قرار به نگرانی باشه اونا باید نگران باشن


وزن شروع: 72کیلوگرم    وزن هدف : 57کیلوگرم   هدف 1: 70 کیلوگرم(رسیدم) هدف2: 68 کیلوگرم (رسیدم) هدف 3: 66کیلوگرم(رسیدم) هدف4: 64 کیلوگرم (رسیدم)  هدف 5: 62 کیلوگرم  هدف 6: 60 کیلوگرم  هدف7: 58 کیلوگرم 

الان سنت کمهرو ترسات کار کن وگرنه هرچی بزرگتر بشی اون ترسه هم بزرگتر میشهبه خاطر همین ترسه تا 35 سال ...

چقد حرفاتون ارامش داد🥲

ایشالا خانوادتون سالم باشن

اکانت تعطیل

منم این فوبیا رو دارم6سالم بود مامانم می رفت آندسکوپی معده منو گذاشت خونه همسایه یادمه بهش گفت من چی ...

من پدرم یهو از دست دادم...بچگی پرتنشی داشتم...

تاپیک غریب تر ما هیت رو بخون...قبلا همیشه ی ترسی داشتم ولی با توکل برطرف میشد.

شهربور ماه بعد نتایج کنکور رسما رد دادم...انقدر گریه کردم اروم نشدم بالاخره دارو خوردم....

الانم ی دستم دعا که عمر طولانی و سلامتی خدا به مامانم و منو و داداشم کنارهم بده.

انقدر رد دادم که مثلا میگم خدا به من و داداشم علیرضا و مامانم لیلا(حتی فامیلیش رو هم میگم 😐)

انگار مثلا من مادره دیگه ای هم دارم...رد دادم خیلی رد دادم.

میشه برا حاجتم که در مورد مامانم هست ی صلوات بفرستید؟♥️اَللّٰهُمَّ عَجِّل لِوَلیَّکَ الفَرَج اَدرِکنی یامَهدی علیه السلام

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792