چند شب پیش رفتیم عروسی دختر عموم. بعد از شام فامیلامون رو که میدیدم واقعا حالم بهم میخورد. مگه میشه ادم انقدر گشنه اخه. با خودم گفتم من غلط بکنم عروسی بگیرم. حیف پولی که عروسی بگیری اینارو دعوتشون کنی. به خدا از فامیلم شانس نیوردیم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بابا این مدل فرق داره. اینا انگار قحطی زده بودن. خدا شاهده فامیلا داماد پشماشون ریخته بود. من انقدر ...
اخه چه بد البته گرونی هم بی تقصیر نیست الان خیلی چیزها رو که قبلا خیلی اکثرا بهش به راحتی دسترسی داشتن الان دیگه نمیتونن تهیه کنن شای دلیلش یکیش این باشه البته شایدم نه🤷♀️