حق نداریم برای معنا بافی و تحمل زندگی تولید مثل کنیم
حد اقل 99 دصرصد حق ندارند تولید مثل کنن
وقتی حتی خودت نمیدونی داری برای چی زندگی میکنی
حتی وقتی یه معنایی برای زندگیت داری و مطمئن نیستی فرزندت این معنارو قبول میکنه
وقتی هنوز وضعیت روحی خوبی و حقیقت جویی نداری
وقتی هنوز نتونستی بفهمی چرا حرفایی که بهت قالب شدنو قبول کردی
وقتی هنوز مطممئن نیستی بتونی یه انسان تحویل جامعه بدی نه حیوان درنده
وقتی حتی نمیدونی خودت داری کجا میری و چرا داری میری
حق نداری تولید مثل کنی
نتیجه تولید مثل میشه جامعه مریض ، برده مصرف گرایی واعتیاد
جامعه ای به جای حقیقت دنبال لذت میگردند
جامعه ای که معنای بشر پول و دارایی و لذت هست
شاید همین لذت ها تمام سهم ما از جهان هست
چرا میل دارم چرا چند تا هورمون و سیگنال عصبی میتونن منو کنترل کنند
شاید من کنترل خودمو دادم دست این هورمون ها
من میتونم خودم تصمیم بگیرم نه ساختارم
و شایدم یک حقیقت وجود دارد که ما هنوز نیافتیم ش
شاید چیز هایی که تعریف کردند زاده سیستم عصبی مغز نبوده
شاید هم نبوده عین حقیقت بوده
انسان در تاریکی دنبال حقیقت میگیردد
یا روشنایی همه جا هست و ما گم شدیم
میبینین هنوز نمیدونم چرا هستم پس نمیخوام انسانی به دنیا بیارم که تمام عمر دنبال چرایی باش