بچه هاقضیه مال من نیست مال یکی از دوستامه 4سال پیش پدر دوستم فوت میکنه بر اثر بیماری تنفسی و از پدرش ۵تا فرزند می مونه یه پسر ۲۳سالع که کار میکنه وخرج. خانوده رو میده و. بقیه بچه هاشون ۷یا ۸سالع شاید باشن سن بچه ها کمه دوست من با مادرش میرفت سرکاردوستم ۱۶سالشه و با یه پسری تو محل کار اشنامیشه و باهاش چت میکنه و ازین حرفا بعداز یه مدتی از پسره جدا میشه حالا مادر دوستم یا پسره ریخته رو هم و قایمکی باهاش حرف میزنه عکس لختی یا نیمه لختی براش میفرسته دوستم میگه مامانم تو خونه از خدا و پیغمبر حرف میزنع اما محل کارش قایمکی این کارو میکنه دوستم بره قضیه مادرش رو به داداشش بگه ؟
دوستان عزیز تاپیک های آخر من هستم یعنی نابغه تصادفی تاپیک های اول مال خواهرم بودم اشتباه نشه با شماره خواهرم اومدم ممنون تشکر
مادرش جوان هس شاید نیاز به این چیزا داره البته اگه رسمیت بده بهش بهتره
دیشب همه شب در برم آن سلسله مو بود من بودم و او بود می بود و سه تاربود و صبا بود و سبو بود من بودم و او بود دامان چمن پر گل و در دامن گلزار من بودم و دلدار مه دلکش و گل نغز و هوا غالیه بو بود من بودم و او بود